الملا فتح الله الكاشاني
90
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و الملك الرابع فى صورة الاسد و هو سيد السباع و يدعو اللَّه و يتضرع اليه و يطلب الشفاعة و الرزق لجميع السباع يعنى جميع آسمانها و زمينها و آنچه در آنها است از انواع مخلوقات در اندرون كرسىاند و چهار فرشته موكلند بر كرسى كه بفرمان خدا آن را برداشتهاند فرشته اول به صورت آدميان است و آن گرامىترين صورتى است نزد خدا و اين فرشته دعا مىكند براى مؤمنان و تضرع و زارى مىكند و طلب شفاعت و روزى مينمايد براى آدميان و فرشته دويم به صورت گاو است كه بهترين چهار پايان است دعا و زارى مىكند و طلب شفاعت و روزى مىكند براى چهار پايان و فرشتهء سيم به صورت كركس است كه آن بهترين مرغان است دعا و تضرع مىكند و طلب شفاعت و روزى مىكند براى مرغان و فرشته ( چهارم ) به صورت شير است كه بهترين سباع است دعا و زارى مىكند و طلب شفاعت و روزى مىكند براى سباع و بعد از آن فرمود كه لم يكن فى جميع الصور صورة احسن من صورة الثور و لا اشد بياضا منه حتى تخذ الملأ من بنى اسرائيل العجل و عبده و خفض الملك الذى فى صورة الثور رأسه استحياء من اللَّه ان عبدوا من دون اللَّه بشيء يشبهه و يخاف ان ينزل به العذاب يعنى در جميع اين صورتها هيچ صورتى نيكوتر از صورت ثور نبود و هيچكدام سفيدتر از آن نبودند و چون جمعى از بنى اسرائيل گوساله را پرستش كردند آن فرشته كه به صورت گاو بود سر خود را به پائين انداخته به جهت شرمندگى اينكه ابناى جنس او را معبود خود ساختند و دايم آن فرشته ترسان و لرزان است از آنكه عذاب خدا به جهت شامت عبدهء عجل بر او نازل گردد و نيز از سدى روايتست كه حق سبحانه از لفظ كرسى معنى حقيقى آن را اراده فرموده و كرسى او از لؤلؤ است و هفت آسمان با وسعت و عظمة آنها در جنب كرسى مانند هفت درهمست كه بر كرسى افكنند و بروايت ديگر از امير المؤمنين ( ع ) مرويست كه هر قائمهء از قوائم كرسى چندان است كه هفت آسمان و هفت كرسى و زمين در پيش عرش است و حاملان كرسى چهار فرشتهاند هر فرشته چهار روى دارد و قدمهاى ايشان بر آن صخره واقع شده كه در زير زمين هفتم است يك روى ايشان چون روى آدميان است و بدان روى روزى آدميان خواهند و روى ديگر صورة گاو است و بدان روى روزى بهايم خواهند و روى ديگر بر صورت شير است و بدان روى روزى سباع خواهند و روى ديگر بر صورت كركس و بدان روى روزى مرغان خواهند و ابو ذر غفارى روايت كند كه رسول ( ص ) فرمود كه نيست هفت آسمان در جنب كرسى الا چون حلقه در بيابان و در اخبار آمده كه ميان عرش و كرسى هفتاد حجاب است از نور و هفتاد حجاب از ظلمت ميان هر حجابى تا حجابى پانصد ساله راه اگر آن حجابها نبودى حاملان كرسى از نور حاملان عرش بسوختندى و در انوار گفته كه ميشايد كه مراد بكرسى فلكى باشد كه بفلك البروج مشهور است و آن در اصل اسم آن چيزيست كه بر آن نشيند و از مقعد قاعد در نگذرد